بیشتر فکر کنیم

                                                               به نام خدا

سلام

عزاداریهاتون قبول حق ،انشاءالله

 شب شام غریبان  تو حسینیه خوابگاه مشغول شنیدن حرفای روحانی مجلس بودم. شب آخر عزاداری های حسینیه بود. حاج آقا دنبال یه موضوع واسه شروع صحبتاش بود تا اینکه تصمیم گرفت در مورد "مرگ" صحبت کنه . موضوع جالبی میومد

حاج آقا شروع کرد به صحبت کردن، اینکه؛ به یاد مرگ بودن باعث میشه زندگی هدفمند بشه ، آدم از عمرش بهتر استفاده کنه و...

اما اون چیزی که توجه منو بیشتر از همه به خودش جلب کرد این بود که بین آگاهی و باور تفاوت زیادی وجود داره. حاج آقا واسه اثبات حرفش این مثال رو زد:

فرض کنید یه کسی مرده و قراره فردای اون روز دفنش کنن. توی اون جمعی که شما هم هستین ، از شما میخان که شب رو کناره جسد بخابین. شما میدونین که جسد نمیتونه حرف بزنه ، نمیتونه تکون بخوره، دست و پاش بی حرکته و خلاصه این که ناتوانه . اما با این وجود یا قبول نمیکنین یا اگه هم قبول کنین خوابتون نمیبره ، حالا اگه از یه مرده شور همین کار رو بخان ، با نهایت آرامش وبدون اضطراب شب رو کناره جسد میخابه ، علتش اینه که اون باور کرده که از جسد کاری بر نمیاد اما ما نتونستیم آگاهیمونو به باور تبدیل کنیم

واقعا هم همینطوره ، ما خیلی چیزارو میدونیم اما نتونستیم به باور تبدیلشون کنیم همین باعث میشه که ازشون غافل بشیم مثلا: ما میدونیم که یه روزی میمیریم اما آیا تونستیم مرگمونو باور کنیم؟

اصلا تا حالا به این فکر کردین که یه روزی ما هم میمیریم؟  اگه آره ، چقدر اونو باور کردین؟

{ اصلا تا حالا شده به خودمون فکر کنیم؟ ( آیت الله بهجت : در روز یک ساعت را به خود اختصاص دهید ) }

شاید بپرسین باور مرگ چه تاثیری توی زندگیمون داره؟

واسه دیدن جواب کلیک کنید

شفاعت از دیدگاه فلسفه

                       

جزئیات و تفاصیل مسئله معاد، چیزى نیست كه دست براهین عقلى بدان برسد، و بتواند آنچه از جزئیات معاد، كه در كتاب و سنت وارد شده ، اثبات نماید، و علتش هم بنا بگفته بو على سینا این است كه : آن مقدماتى كه باید براهین عقلى بچیند، و بعد از چیدن آنها یك یك آن جزئیات را نتیجه بگیرد، در دسترس عقل آدمى نیست ، و لكن با در نظر گرفتن این معنا، كه آدمى بعد از جدا شدن جانش از تن ، تجردى عقلى و مثالى به خود مى گیرد و براهین عقلى دسترسى باین انسان مجرد و مثالى دارد، لذا كمالاتى هم كه این انسان در آینده در دو طریق سعادت و شقاوت بخود مى گیرد، در دسترس براهین عقلى هست .

آرى انسان از همان ابتداى امر، هر فعلى كه انجام دهد، از آن فعل هیئتى و حالى از سعادت و شقاوت در نفسش پدید مى آید، كه البته میدانید مراد بسعادت ، آن وضع و آن چیزیست كه براى انسان از آن جهت كه انسان است خیر است ، و مراد بشقاوت هر چیزى است كه براى او، از این جهت كه انسان است مضر است .

آن گاه اگر همین فعل تكرار بشود، رفته رفته آن حالتى كه گفتیم : از هر فعلى در نفس پدید مى آید، شدت یافته ، و نقش مى بندد، و بصورت یك ملكه (و یا بگو طبیعت ثانوى )، در مى آید، و سپس این ملكه در اثر رسوخ بیشتر، صورتى سعیده ، و یا شقیه در نفس ایجاد مى كند، و مبدء هیئت ها و صورتهاى نفسانى میشود، حال اگر آن ملكه سعیده باشد، آثارش وجودى ، و مطابق ، و ملایم با صورت جدید، و با نفسى میشود كه در حقیقت بمنزله ماده ایست كه قابل و مستعد و پذیراى آنست ، و اگر شقیه باشد، آثارش امورى عدمى میشود، كه با تحلیل عقلى به فقدان و شر برگشت مى كند.

پس نفسى كه سعید است ، از آثارى كه از او بروز مى كند لذت مى برد، چون گفتیم : نفس او نفس یك انسان است ، و آثار هم آثار انسانیت او است ، و او مى بیند كه هر لحظه انسانیتش فعلیتى جدید بخود مى گیرد.

و بر عكس نفس شقى ، آثارش همه عدمى است ، كه با تحلیل عقلى سر از فقدان و شر در مى آورد، پس همانطور كه گفتیم : نفس سعید بان آثار انسانى كه از خود بروز میدهد، بدان جهت كه نفس انسانى است بالفعل لذت مى برد، نفس شقى هم هر چند كه آثارش ملایم خودش است ، چون آثار آثار او است ، و لكن بدان جهت كه انسان است از آن آثار متالم میشود.

این مطلب مربوط به نفوس كامله است ، در دو طرف سعادت و شقاوت ، یعنى انسانى كه هم ذاتش صالح و سعید است، و هم عملش صالح است، و انسانى كه هم ذاتش شقى است، و هم عملش فاسد و طالح است، و اما بالنسبة بنفوس ناقص، كه در سعادت و شقاوتش ناقص است، باید گفت:

اینگونه نفوس دو جورند، یكى نفسى است كه ذاتا سعید است. ولى فعلا شقى است و دوم آن نفسى كه ذاتا شقى است ولى از نظر فعل سعید است .

هر فعلى در نفس پدید مى آید، شدت یافته ، و نقش مى بندد، و بصورت یك ملكه (و یا بگو طبیعت ثانوى )، در مى آید، و سپس این ملكه در اثر رسوخ بیشتر، صورتى سعیده ، و یا شقیه در نفس ایجاد مى كند،
ایشان صاحب نفس قدسیه بودند

اما قسم اول ، نفسى است كه ذاتش داراى صورتى سعید است ، یعنى عقائد حقه را كه از ثابتات است دارد، چیزى كه هست هیئت هایى شقى و پست ، و در اثر گناهان و زشتى هایى كه مرتكب شده بتدریج از روزى كه در شكم مادر باین بدن متعلق شده ، و در دار اختیار قرار گرفته ، در او پیدا شده ، و چون این صورت ها با ذات او سازگارى ندارد، ماندنش در نفس قسرى و غیر طبیعى است ، و برهان عقلى این معنا را ثابت كرده : كه قسر و غیر طبیعى دوام نمى آورد، پس چنین نفسى ، یا در دنیا، یا در برزخ ، و یا در قیامت ، (تا ببینى ، رسوخ و ریشه دواندن صور شقیه تا چه اندازه باشد)، طهارت ذاتى خود را باز مى یابد.

و همچنین نفسى شقى ، كه ذاتا شقى است ، ولى بطور عاریتى هیئت هاى خوبى در اثر اعمال صالحه بخود گرفته ، از آنجا كه این هیئت ها و این صورتها با ذات نفس سازگارى ندارد، و براى او غیر طبیعى است ، و گفتیم غیر طبیعى دوام ندارد، یا دیر، و یا بزودى ، یا در همین دنیا، و یا در برزخ ، و یا در قیامت ، این صورتهاى صالحه را از دست میدهد.

باقى میماند آن نفسى كه در زندگى دنیا هیچ فعلیتى نه از سعادت و نه از شقاوت بخود نگرفته ، و هم چنان ناقص و ضعیف از دار دنیا رفته ، اینگونه نفوس مصداق (مرجون لامر اللّه ) اند، تا خدا با آنها چه معامله كند.

این آن چیزیست كه براهین عقلى در باب مجازات بثواب و عقاب در برابر اعمال ، بر آن قائم است ، و آن را اثر و نتیجه اعمال میداند، چون بالا خره روابط وضعى و اعتبارى ، باید بروابطى وجودى و حقیقى منتهى شود.

باز مطلب دیگرى كه در دسترس برهان هاى عقلى است ، این است كه برهان عقلى مراتب كمال وجودى را مختلف میداند، بعضى را ناقص ، بعضى را كامل ، بعضى را شدید، بعضى را ضعیف ، كه در اصطلاح علمى این شدت و ضعف را تشكیك میگویند، مانند نور كه قابل تشكیک است ، یعنى از یک شمع گرفته ، ببالا مى رود، نفوس بشرى هم در قرب بخدا، كه مبدء هر كمال و منتهاى آنست ، و دورى از او مختلف است ، بعضى از نفوس در سیر تكاملى خود بسوى آن مبدأى كه از آنجا آمده اند، بسیار پیش مى روند، و بعضى دیگر كمتر و كمتر، این وضع علل فاعلى است ، كه بعضى فوق بعضى دیگرند، و هر علت فاعلى واسطه گرفتن فیض از ما فوق خود، و دادنش بمادون خویش است ، كه در اصطلاح فلسفى از آن (ما به ) تعبیر مى كنند، پس بعضى از نفوس كه همان نفوس كامله از قبیل نفوس انبیاء ع ، و مخصوصا آنكه همه درجات كمال را پیموده ، و به همه فعلیاتى كه ممكن بوده رسیده ، واسطه میشود بین مبدأ فیض ، و علت هاى ما دون ، تا آنان نیز هیئت هاى شقیه و زشتى كه بر خلاف ذاتشان در نفوس ضعیفشان پیدا شده ، زایل سازند، و این همان شفاعت است البته شفاعتى كه مخصوص ‍ گنه كاران است .

 

سیرى در قرآن، نویسنده: علامه طباطبائى و تنظیم : سید مهدى آیت اللهى

تنظیم برای تبیان: جهرمی زاده_گروه دین و اندیشه تبیان

آیا سال 2012 آخرالزمان است؟

تقویم مایا چیست؟

 

  این تقویم توسط تمدنی پیشرفته به نام مایاها در حدود 250 تا 900 میلادی بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوری مایا به قسمتهای جنوبی مکزیک تا گواتمالا و اِل سالوادور می رسد.

 

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد. دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید. بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!


این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)



 

واقعیت این است که تقویم مایا در سال 2012 به پایان می رسد، به همین دلیل مایاها به دنبال هر دلیل مذهبی، علمی، اخترگویانه و تاریخی می گردند تا بیابند که چرا این تقویم می گوید که جهان رو به پایان است. رسالت مایایی کسب قدرتی است که بتواند مردم را در تمام جوامع نگران کند.
متآسفانه من برای تمامی معتقدین به این تقویم خبرهای بدی دارم! هیچ رستاخیز عظیمی در 2012 روی نخواهد داد، ولی چرا؟

تقویم مایایی

تقویم مایا چیست؟ این تقویم توسط تمدنی پیشرفته به نام مایاها در حدود 250 تا 900 میلادی بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوری مایا به قسمتهای جنوبی مکزیک تا گواتمالا و اِل سالوادور می رسد.



منطقه ی حضور مایاها

مردمی که در جامعه ی مایایی ساکن بودند، مهارت پیشرفته ای در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنیت توانایی عجیبی پیدا کرده بودند. مایایی ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهای بزرگ دیگری که ساخته اند معروف شده اند.



اهرام تمدن مایا

مردم مایا در فرهنگ امریکای مرکزی تأثیر زیادی داشته اند، نه فقط از طریق تمدن خویش، بلکه با جوامع بومی که در این منطقه تشکیل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زیادی از مایاها هنوز زنده اند و سنن باستانی خود را ادامه می دهند.



مایایی ها از تقویم های مختلفی استفاده می کردند و زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویم ها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است.



بیشتر تقویمهای مایایی کوتاه بودند. تقویم تزولکئین (Tzolk"in) در 250 روز تمام می شد و تقویم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر می گیرد. مایایی ها این دو تقویم را با هم ترکیب کردند تا تقویمی به نام «گرد تقویم» (Calandar Round) تهیه نمودند: که برابر است با یک چرخه از 52 هاآب (تقریبا 52 سال که برابر طول تقریبی یک نسل است.) درون یک گرد تقویم چرخه های 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که این سیستم تنها زمانی استفاده می شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگیریم. بعلاوه ی این سیستمها، مایایی ها چرخه ای داشتند به نام «چرخه ی زهره». ایشان با دقت زیاد تقویمی شکل دادند که بر اساس موقعیت زهره در آسمان شب بود. وهمچنین ممکن است که آنها تقویمهای مشابهی برای سیارات دیگر هم داشته اند.



تقویم مایایی
با استفاده از گرد تقویم هیچ گاه نمی توان سالی قدیمی تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه می توان تاریخ های طولانی را با استفاده از تقویم مایایی ها تعیین نمود؟

پایان شمارش طویل= پایان دنیا؟

مایاها برای حل این مشکل روشی ابتکاری بکار بردند. در نهایت تقویم آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.


تقویم مایایی
ولی این تقویم چگونه کار می کند؟
سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است.



سه ستون نوشته شده توسط مایایی ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.
واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.

روز رستاخیز


زمانی که چیزی تمام می شود (حتی چیز بی خطری مثل یک تقویم باستانی)، مردم گمان می کنند که نهایی ترین احتمالات برای پایان تمدن روی خواهد داد. از طرف دیگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که مایایی ها یک عصر روشنگری را برای سال 13.0.0.0.0پیش بینی کرده اند. ولی واقعیت این است که شواهد کافی برای چنین رستاخیز عظیمی در آن روز در دست نداریم!!
تهدیدهایی برعلیه زمین و نوع بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سیارکها، سیاهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهای نزدیک، دوره ی یخبندان و جابجایی قطبین. ولی هیچ شاهدی برای روی دادن یکی از این اتفاقات در 2012 وجود ندارد. این اتفاقات هر زمانی می توانند روی دهند و هیچ ارتباطی با تاریخ خاصی ندارند. هر کدام از این تهدیدها نیاز به یک مقاله ی مستقل دارد که توضیح داده شود که چرا دلیلی برای روی دادن آنها وجود ندارد.



نکته ی جالب این است که باستان ستاره شناسان مایایی هنوز اختلاف نظر دارند که آیا پایان تقویم در 13.0.0.0.0 است یا 20.0.0.0.0(حدود سال 8000 میلادی).


در نتیجه، این قبیل پیش بینی ها نه تنها مبنای علمی ندارد بلکه از خرافات و اعتقادات اسطوره ای اقوام باستانی ریشه گرفته است. توجه مردم جهان به این قبیل خرافات نشان دهنده ی عمق خرافه پرستی و جهل علمی نسبت به یافته های دقیق و جهانی علمی امروز است. در واقع پیشرفت علم و تکنولوژی تأثیر زیادی در سطح علمی و درک عمومی اقشار جوامع انسانی بازی نکرده است!!
اینکه چطور به نتایج عجیب و غریب یک تقویم باستانی گم نام چنین اطمینان و توجهی می شود، روحیه ی غیر علمی و نادقیق مردم تحصیل کرده ی امروز را نشان می دهد.

منبع:
http://www.universetoday.com/
http://en.wikipedia.org/wiki/Maya_calendar

ترجمه: ا.م.گمینی